انشا در مورد زلزله کرمانشاه از زبان دانش آموز کرمانشاهی

فرمت فایل:(word) تعداد صفحات:4 صفحه   بخشی از متن: آن روز در غرب ایران، قلب گرم مردم به ناگاه لرزید از اندوه و غم و تاریکی آغشته شد آن روز زمین ناخودآگاه خشم پر هیاهویش را با غرشی خشمگین و تلخ به جهان بیرون جاری ساخت. در آن روز قلب ایران تکه تکه شد و اشک میهن دودی به رنگ خون مردمان از دست رفته به پا کرده بود. آری آن روز ایران، ایران نبود و مردمانش در ظلمت سایه غم سحر کردند. زلزله واژه ای است مملو از صدای سرد شیون، صدای فریاد مادری که پی یافتن فرزند خون آلود زیرآوار مانده اش تکاپو می کند، تمنا می کند و … زلزله وحشت است، اضطراب ، خشم، زلزله طوفانی است که قلبها ویران می کند و چشم ها بارانی، چهره ها خونی و افکار پریشان ، رودبار و بم و کرمانشاه بهانه اند. زلزله همه مان را زیر آوار برده است آّواری که تاروپودش از جنس جهل و غفلت و گمراهی است، آواری که افکار را محبوس و متلاتم ساخته و جسم را در دریای گناه ، بی قید و بند آواری که هیاهوی آن خاموش است و فریادش لبریز از سکوت،مردمان جامانده زیر آوار سنگ و در و پنجره تنفس را ستایش می کنند و نور خورشید را در گرو آزادی می بینند. درد برای آنها …

اولین نفری باشید که نظر می دهد.

دیدگاه بگذارید

آدرس ایمیل شما محفوظ می ماند


*